مدیر کل سایت
eslami - ارسال : 22
» بازدیدهای امروز : 1
» بازدیدهای دیروز : 1
» بازدیدهای هفته : 295
» بازدیدهای ماه : 341
» بازدیدهای سال : 6968
» کاربران آنلاین : 0 نفر
» میهمان های آنلاین : 1 نفر
» کل اعضا : 9
» کل مطالب : 22
» کل نظرات : 3

تبلیغات
آخرین ارسال های تالار گفتمان
آرتیشو (کنگر فرنگی) (Artichoke)
 
 
 
 
 
رومی‌ها در حدود ۲۰۰۰ سال پیش این گیاه را پرورش می‌دادند و به‌عنوان سبزی در سالاد استفاده می‌کردند. آرتیشو در قرن شانزدهم در انگلستان و فرانسه برده شد و سپس در قرن نوزدهم در آمریکا کشت شد. اکنون کالیفرنیا و سواحل اقیانوس آرام مرکز کشت آرتیشو می‌باشد.
 
کلمه Artichoke از کلمه ایتالیائی Articicco مشتق شده که به معنی میوه کاج می‌باشد و آرتیشو هم مانند میوه کاج است. آرتیشو برای رشد احتیاج به آب و باران فراوان دارد.
 
آرتیشو گیاهی است چند ساله درای ساقه‌ای راست که ارتفاع آن به حدود یک متر می‌رسد. برگ‌های آن پهن و دراز مانند برگ‌های کاهو است که به رنگ سبز تیره است. در انتهای ساقه میوه آن که به شکل میوه کاج یا سیب فلس‌دار است مشاهده می‌شود‌. گلبرگ‌های آن ضخیم‌ و گوشتی بوده و انتهای گلبرگ‌ها ضخیم‌تر است که مصرف خوراکی دارد‌.
 
برای خرید آرتیشو دقت کنید که برگ‌ها باز نشده و سفت‌ و سبز باشد‌. هنگامی‌که برگ‌های آرتیشو قهوه‌ای است نشان دهنده کهنه بودن آن می‌باشد‌. فصل آرتیشو معمولاً ماه‌های فروردین و ادریبهشت (‌آپریل و می‌)است‌.
   ترکیبات شیمیائی
برگ‌های خوردنی آرتیشو دارای اینولین‌، اینولاز و ماده‌ای تلخ به‌نام سینارین Cynarine می‌باشد‌. سینارین خاصیت زیادکننده ترشحات صفرا را دارد و علت صفرا برای آرتیشو داشتن این ماده است‌.
   جدول مواد موجود در صد گرم آرتیشو پخته
 
 انرژی  ۱۴ کالری 
 
 پروتئین  ۱/۵ گرم 
 
 آب  ۸۶ گرم 
 
 مواد چرب  ۰/۱ گرم 
 
 مواد نشاسته‌ای  ۵ گرم 
 
 کلسیم  ۲۲ میلی گرم 
 
 فسفر  ۴۰ میلی گرم 
 
 آهن  ۰/۶ میلی گرم 
 
 سدیم  ۳۰ میلی گرم 
 
 پتاسیم  ۰ ۲۵ میلی گرم 
 
 ویتامین آ  ۴۰ واحد بین المللی 
 
 ویتامین ب ۱  ۰/۰۴ میلی گرم 
 
 ویتامین ب ۲  ۰/۰۲ میلی گرم 
 
 ویتامین ب ۳  ۰/۶ میلی گرم 
 
 ویتامین ث  ۵/۲ میلی گرم 
   خواص داروئی
۱. آرتیشو از نظر طب قدیم ایران گرم و کمی خشک است‌. قسمت مورد استفاده آرتیشو برگ‌ها و قسمت وسط آن است که به‌نام قلب آرتیشو معروق می‌باشد‌.
 
۲. کبد را تمیز و اعمال کبد را تنظیم می‌کند‌.
 
۳. ترشح صفرا را افزایش می‌دهد.
 
۴. از جمع شدن چربی در کبد جلوگیری می‌کند و آنهائی که کبد چرب دارند بهتر است از آرتیشو استفاده کنند.
 
۵. یرقان مزمن را درمان می‌کند‌.
 
۶. تقویت‌کننده بدن است‌.
 
۷. موجب دفع ادرار می‌شود‌.
 
۸. تب‌بر است‌.
 
۹. در درمان رماتیسم مؤثر است‌.
 
۱۰. یبوست های ناشی از عدم صفرا را درمان می کند.
 
۱۱. در درمان ورم روده موثر است .
 
۱۲. باعث دفع سنگهای کیسه صفرا می‌شود.
 
۱۳. نیروی جنسی را افزایش می‌دهد.
 
۱۴. کلیه و مثانه را گرم می‌کند.
 
۱۵. گاز و نفخ معده و روده را از بین می‌برد.
 
۱۶. باعث هضم غذا می‌شود.
 
۱۷. بیماری‌های کبدی را درمان می‌کند.
 
۱۸. کلسترول خون را پائین می‌آورد.
 
۱۹. داروی لاغری است و کسانی‌که می‌خواهند وزن کم کنند و لاغر شوند می‌توانند هر روز آرتیشو بخورند.
 
۲۰. سرگیجه را برطرف می‌کند.
 
۲۱. آنهائی‌که گوششان زنگ می‌زند اگر آرتیشو را بخورند آنرا برطرف می‌کند.
 
۲۲. مبتلایان به بیماری قند می‌توانند با خوردن آرتیشو قند خود را تنظیم کنند.
 
۲۳. در درمان میگرن موثر است‌.
 
۲۴. در برطرف کردن بیماری آسم اثر مفید دارد‌.
 
۲۵. نقرس را برطرف می‌کند‌.
 
۲۶. آرتیشو رگ‌ها را تمیز کرده و تصلب شرائین را درمان می‌کند‌.
 
۲۷. در برطرف کردن اگزمت مؤثر است‌.
 
۲۸. در درمان اکثر بیماری‌های پوستی اثر مفید دارد.
 
۲۹. سموم بدن را دفع می‌کند.
 
۳۰. زخم‌های ریه و روده را درمان می‌کند.
 
۳۱. برای جلوگیری از ریزش مو ار برگ‌های آرتیشو پماد تهیه کرده و به سر بمالید.
 
۳۲. برای برطرف کردن بوی بد زیر بغل عصاره برگ آرتیشو را به زیر بغل بمالید.
 
۳۳. عصاره آرتیشو را اگر به بدن بمالید خارش را برطرف می‌کند.
 
۳۴. برای رفع آب آوردن بدن از جوشانده آرتیشو به مقدار سه فنجان در روز استفاده کنید.
   مضرات
آرتیشو چون گرم است ممکن است در بعضی از اشخاص تولید سودا کند لذا بهتر است با سرکه خورده شود ضمناً طعم آرتیشو را دوست ندارند. اینگونه اشخاص اگر بخواهند از مزایای آرتیشو استفاده کننده تنطور قرص یا کپسول آرتیشو مصرف نمایند.


:: بازدید: 315 مرتبه
:: موضوع: اطلاعات عمومی(خوراکیها) - خواص آرتیشو
ن : eslami
ت : 24 اردیبهشت 1390

پیرامون تغذیه ی ایرانیان در دوران هخامنشی اطلاعات و مدارک نسبتآ فراوانی وجود دارد. مشیرالدوله پیرنیا مولف کتاب بسیار ارزنده ی ایران باستان (۹) درباره ی مسائل مربوط به تغذیه ی ایرانیان قدیم چنین می نویسد:
 

"ایرانیان قدیم به فلاحت و آبادی و عمران توجه خاصی مبذول می داشتند . شاهان هخامنشی برای تشویق کشاورزی مقرر داشته بودند که هر کس زمین های بی حاصل را بواسطه ی آبیاری آباد کند تا پنج پشت عایدات آن زمین ها از آن او اعقابش باشد. از نوشته های گزنفون چنین بر می آید که پارسی ها به فلاحت و عمران از جهت وصول مالیات ها ، تقویت خزانه و تدارک قوا ، اهمیت می داده ا ند ولی باید به خا طر داشت که معتقدات دینی هم در این امر دخالت داشته ، چه در مذهب ایرانیان قدیم چنانکه در قرون بعد دیده می شود احیا ی زمین، آبیاری، بذرافشانی ،غرس اشجار گله داری و .. از کارهایی است که هرمز (اهورمزدا) دوست دارد زیرا فاعل این کارها به هرمز کمک می کند. کتزیاس گوید که روزی پانزده هزار نفر از دربار شاهی غذا می خوردند و گوشت گاو و گوسفند و بز و غاز و مرغ و و انواع طیور و شکار به مصرف می رسید.

در دوران هخامنشی ، سلاطین معمولا تنها غذا صرف می کردند و فقط ملکه ها میتوانستند با شاه دور یک میز بنشینند. درین موا رد نیزملکه ی مادر برملکه ی دیگر (همسر شاه) مقدم بود .

در آن دوران، مصرف گوشت قربانی در بین پارسیان قدیم متداول و معمول بود. بنا بر نوشته ی هرودوت، قربانی در نزد پارسیان چنین به عمل می آمد : برای قربانی کردن نه محرابی تهیه می کنند ، نه شرابی بر زمین می ریزند و نه نی می زنند. هر کس بخواهد قربانی کند ، حیوان را به جای پاکی برده و در آنجا به دعا کردن می پردازد. دعا کردن برای خود جایز نیست ، باید برای تمام پارسیان و شاه دعا کند و چون او هم یکی از پارسی هاست، دعا ی او شامل خود او نیز خواهد بود. بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته و روی شبدر و یا گیاه نرمی که قبلا آماده ساخته می گذارد. پس از آن مغی که حاضر است سرود های مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان است. قربانی بی حضور مغ، بر خلاف عادت پارسی است. پس از زمانی، قربانی کننده گوشت را به خانه برده و به مصرف می رساند.

بنا بر نوشته های سترابون ، مغی که مراسم قربانی بجا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته و به خانه اش بر می گردد. برای خدا سهمی نمی دهند و گویند که فقط روح حیوان قربانی مال خداست. در قرطاجنه ، خوردن گوشت سگ نیز معمول بوده است. به قول ژوستن مورخ قرن دوم میلادی ، داریوش (پس از تصرف قرطاجنه) مأموری را به آنجا فرستاد ه سه چیز را خواست منع کنند: سوزاندن اموات، قربانی کردن انسان و خوردن گوشت سگ".

باید یاد آور شد که قرطاجنه یا کارتاژ به معنای شهرِ جدید شهری باستانی در شمال آفریقا بوده است، جایی که اکنون کشور تونس جای گرفته است.

مولف کتاب بسیار ارزنده ی ایران باستان چنین ادامه می دهد:
"بنا به نوشتجات هرودوت ، پارسی ها روز تولدشان را بیش از هرروزدیگر سال محترم می دارند. در این روز آنها غذایی بیش ازسایر روز ها می پزند و آنهایی که متمولند در اجاق ها ، گاو ، اسب و یا حیوانی دیگررا کباب و کسانی که فقیرند  به حشم کوچک اکتفا می کنند. خوراکی های اصلی در نزد پارسی ها کم و غذاهای فرعی زیاد است و یکی را پس از دیگری می آورند . شراب را پارسی ها خیلی دوست دارند.
بنا به قول سترابون ، غذای روزانه ی جوانان پارسی پس از ورزش، نان و نان شیرینی و بولاغ اوتی  و نمک و عسلی است که می پزند و یا می جوشانند. آشامیدنی شان همان آب است . عصر ها کار جوانان این است: نشانیدن درخت ها ، بریدن ریشه ها، تدارک اسلحه و اعمال جنگی و شکار و صیادی. جوانان نباید حیوانی را که سید و یا شکار کرده اند بخورند ، بلکه باید آن را به خانه برند".

در سرزمین ایران ، از آغاز تاریخ ، کشاورزی و دامپروری نه تنها برای تامین غذا بلکه از نظر یک امر مقدس و خدایی حائز اهمیت بوده است. در اوستا تصریح شده است آنکه گندم می کارد، راستی میافشاند و آئین اهورومزدا را پیروی می کند. در سرود های زیبای زرتشت که به نام گاتها معروف است ، در پاسخ زرتشت که از خداوند می پرسد کیست که زمین را بیشترین حد به شادی می آورد ، اهورومزدا میگوید " آن کس که زمین خشک را آبیاری کند و مرداب را به خشکاند و از آن کشتزاری به سازد". با توجه به تعالیم فوق است که مردم ایران، با عشق و محبتی فوق العاده به زمین و غله و درخت می نگریسته اند.
کشت گندم و احترام به زمین، روشنگر آن است که ایرانیان قدیم به تغذیه ی خود و حیواناتی که دارای بهره ی غذایی می باشند اهمیت می دادند و احتمالا نخستین ملتی بوده اند که عملا نسبت به اثرات مفید برخی مواد غذایی مانند گندم از نظر خواص پروتئینی و کالری زایی آشنا ئی داشته اند و در کشت و کار آن پیشرو سایر ملل بوده اند.

عزیزالله حاتمی (۱۰)  به نقل از ج. آیلیف در کتاب  میر ا ث ایران یاد آور می شود: " احتمال می رود کشت گندم در تاریخ بشر، نخستین بار در نقطه ای در طول سواحل غربی ایرا ن و در جلگه های ایلام صورت گرفته  و به این ترتیب برای زندگی مردمان آریایی و برای اکثریت اهالی روی زمین یک وسیله ی ارتزاق و توشه و قوت اساسی به وجود آمدهاست". در آن زمان کشاورزان و دامداران یعنی تولید کنندگان مواد غذایی، بخش عمده ی گروه شغلی جمعیت ایران را تشکیل می دادند. "در ایران قدیم، دو دسته مردم وجود دشته اند، چادر نشینان واهالی شهرها و دسته ی اخیر نیز مرکب از دهقانان و شهر نشینان بوده اند. در زمانی که ایران تشکیل کشور شاهنشاهی را می داده تصور می رود که بیست در صد اهالی آن چادر نشین بوده اند و شماره ی شهر نشین ها را نیز به همین نسبت تخمین زده اند. بنا بر این دهقانان اکثریت عظیم مردم این کشور (حدود شصت در صد) را تشکیل می داده اند " (۱۱).
سلسله ی هخامنشیان (۵۴۶ تا ۳۲۳ پیش از میلاد) و به ویژه بنیان گذار آن کورش بزرگ به کشاورزان و دامپروران علاقه ی مخصوص داشت (۱۲) . وی پایتخت خود را در املاک قبیله ی خود بنا کرده و در آنجا شهری شبیه شهر چادرنشینان با چند کاخ سلطنتی در میان باغ محصوری بر پا کرده بود و بسبت به فصل و ایام سال در مواقع معینی، چادر خانواده های  قبیله در اطراف آن زده می شد و گله های دام در اطراف آن می چریدند (۱۱). در همین زمان ، ایرانیان از گاو آهن استفاده کرده و با آن زمین را شخم می نموده اند. نقشی که روی نشان های هخامنشی است و یادگار چهار قرن پیش از میلاد بوده و در موزه ی لوور پاریس نگهداری می شود موید این نظریه است (۱۲) .

 

 

 

 

گزنفون در کتاب کورش نامه ، طبقات اجتماعی ایران را در دوره ی کورش هخامنشی مشتمل بر اطفال، جوانان ، مردان، زنان و پیران دانسته و ضمن تشریح آداب ایرانیان ، اطلاعاتی در مورد غذا و تغذیه ی مردم و نیز چگونگی آموزش تغذیه ی آنان ارائه می دهد. رضا مشایخی (۱۳) از قول گزنفون می نویسد:" بزرگترها  به اطفال آداب غذا خوردن ونوشیدن را می آموختند. آنان را به قناعت به مصرف خوراک تشویق می کردند. در واقع بزرگترها نیز بدون اجازه ی مربیان خود به سر غذا نه می نشستند". در همین زمینه مشیر الدوله پیرنیا (۹)  در کتاب ایران باستان به نقل از گزنفون نوشته است : "پارسی ها در باب اسباب میز نه فقط از اختراعات سابق خود چیزی نه کاسته اند، بلکه همه روزه چیزهای تازه اختراع می کنند و نیز برای غذا ، مستخدمینی از مرد و زن در خدمت خود دارند".  گزنفون در دنباله ی موضوع تغذیه ی ایرانیان در کتاب کورش نامه (۱۳) یاد آور می شود: "اطفال مجاز نبودند با مادران خود غذا بخورند، بلکه در خدمت مربیان و در ساعتی که مقرر شده بود صرف غذا می کردند. اطفال از خانه ی خود نان و سبزی و همچنین ظرفی برای نوشیدن آب می آوردند و هر وقت تشنه می شدند آب از رودخانه می آشامیدند. طبقه ی جوانان مآمور تهیه ی غذا و شکار بودند .جوانان چون به عزم شکار رهسپار می شدند دو نوبت غذا با خود بر می داشتند. غذایشان گرچه تفاوت بسیاری با غذای اطفال نداشت اما حجم آن بیشتر بود. شکارچیان در عرصه ی شکار چیزی نمی خوردند، اما چنانچه حیوانی که در کمین او هستند مجبورشان کند در محلی توقف نمایند و یا علت خاصی دوران شکار را طولانی سازد ، گرد هم جمع می شوند و غذای خود را می خورند. آنگاه بکار خود ادامه می دهند تا شب فرا رسد، سپس جیره ی یکروزه ی خود را در ظرف دو روز صرف می کنند تا به پیش آمدهای جنگی خو بگیرند و در صورت ضروری ، بردباری و تحمل داشته باشند. غذای جوانان به غیر ازگوشت شکار، منحصر به سبزی است که با خود آورده اند ولی همین سبزی را با اشتهای کامل با قطعه ی نان جوی که با خود دارند می خورند و از آن لذت بسیار می برند".چنانکه ملاحظه می شود بنا بر نوشته ی گزنفون ، در غذای طبقات گوناگون جامعه در دوره ی کورش ، (سبزی)، (گوشت  شکار) و (نان جو) وجود داشته است و بنا بر قول استرابون ، غذای روزانه ی جوانان پارسی پس از ورزش، نان و نان شیرینی و بولاغ اوتی و نمک و عسل بوده که قبلا به آن اشاره گردیده است.

سبزی : علاوه بر تآمین قسمتی از عوامل مغذی مورد احتیاج به علت دارا بودن ویتامین ها و پیش ساز های مربوط (کاروتن یا پیش ساز ویتامین  آ ، استرول گیاهی یا پیش ساز ویتامین های د، ئی، کا ، ث و برخی از ویتامین های گروه ب) نقش عمده ای را در تغذیه ی ایرانیان قدیم ایفا می کرده است و احتمالا پارسی ها  در دوره ی کورش ، خواص عملی تغذیه ی گیاهی را می شناخته اند. دکتر محمود نجم آبادی (۱۴) در کتاب تاریخ طب ایران از قول گزنفون نوشته است : "در ایران باستان ، خواص گیاهان را به اطفال می آموختند تا آنها گیاه مفید را از مضر باز شناسند و درباره ی مصرف و یا پرهیز از آن آشنائی داشته باشند".
همانطوری که گفته شد از جمله گیاهانی که به مصرف تغذیه می رسیده است ، بولاغ اوتی (به انگلیسی: واتر کر_ س) می باشد که به نام علف چشمه ، آب تره ، شاهی آبی و ترتیزک آبی نیز خوانده می شود.  بولاغ اوتی یکی از گیاهان دارویی و گیاهی است پایا و آبزی از تیره شب ‌بوها به ارتفاع ۱۰ تا ۶۰ سانتی متر که غالباً در کنار جویبارها و مسیر جریان آب و گاهی در باتلاق‌ها می‌روید. امروزه در ایران و بسیاری از نقاط دنیا، بولاغ اوتی به عنوان سبزی خوردن و یا همراه با سالاد مصرف می شود و بیشتر طعم ترتیزک را دارد .دکتر علی زرگری (۱۵) در کتاب گیاهان دارویی یاد آور شده است: "بولاغ اوتی دارای عناصر معدنی مانند آهن، ید، منگنز، کلسیم و ویتامین ها مانند ویتامین ث  به مقدار زیاد و ویتامین دی به مقدار کم و پیش ساز ویتامین آ می باشد و ارزش غذایی آن فوق العاده زیاد است". احتمالا ایرانیان قدیم به اثرات نیکوی فوق بطور تجربی پی برده بوده اند. بولاغ اوتی نه تنها در اعصار گذشته بلکه بنا به نوشته ی دکتر زرگری (۱۵) ،" اکنون نیز درجریان آب غالب نواحی ایران : راه کرج به چالوس، ارتفاعات سیاه بیشه، عمارلو، اطراف تهران، ری، گیلان، آذربایجان (گونه ی نستریتیوم آمفی بیوم)، شیراز، نزدیک بوشهر و بسیاری نواحی دیگر می روید".

گوشت شکار : پروتئین حیوانی و قسمتی از کالری را در جیره ی غذائی طبقات فوق تامین می نموده است و ارزش غذائی آن در سنوات بعد توسط ابوبکر محمد بن زکریای رازی(۱۶) شیمی دان و پزشک نامی ایران تشریح گردیده است.
 

نان جو : قسمت دیگری از کالری را در جیره ی غذائی طبقات فوق تامین می نموده و دارای سلولز به مقدار زیاد و نیز خواصی م باشد که بر خلاف نان گندم ، بیشتر با روحیه ی فعالیت و سوار کاری و جستجو برای مواد غذائی و شکار متناسب است. زیرا به قول زکریای رازی: "خوردن نان گندم کمتر احتیاج به ورزش و حرکت دارد". رازی در مورد نان جو نوشته است : نانی که از جو تهیه می شود این خاصیت را دارد که به رنگ بدن ، تر و تازگی می دهد ولی در روده ها ایجاد نفخ نموده و مزاج را سرد می کند. کسی که بخواهد مزاج را سرد نماید باید از این نان بخورد و اگر مجبور به خوردن آن باشد و بخواهد مدت طولانی با آن تغذیه نماید لازم است با عسل آن را مصرف نماید (۱۶).
خواص مخلوط غذائی نان جو و عسل سال ها قبل از آنکه زکریای رازی شرح فوق را ارائه دهد بطور عملی به وسیله ی مردم ایران باستان روشن و شناخته شده بوده است.

رسوم و آداب تغذیه ی پارسی ها در دوران هخامنشی ، کم و بیش در بین سایر اتباع امپراطوری ایران و از جمله مردم بابل نیز متداول گردید. دکتر محمد مقدم (۱۷) از قول الف . ت. اومستد ضمن اشاره به وضع تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی در بابل، اطلاعا تی نیز در باره ی چگونگی تغذیه ی اتباع ایرانی فوق ارائه می دهد. وی می نویسد :" فقط زمین بی اندازه بارور بابل بود که آن را قابل نشیمن کرده بود.در حالی که پاره ای از فرآورده های کشاورزی را به وزن می فروختند، غلات که روزی مردم بود با پیمانه فروخته می شد. فرآورده ی عمده ی بابل ‎'جو‎' بود که در ملک هایی بزرگ که بیشتر در تملک پرستشگاه ها بود کاشته می شد.درباره ی ا ئانا پرستشگاه بانو اشتاراروک به ویژه آگاهی د اریم وقتی می شنویم که در یک بار، پنجاه هزار بوشل (هر بوشل معادل سی و شش کیلو است) از فقط یک کشتزار پیمانه شده و به پرستشگاه آورده اند به یاد کشتزارهای بزرگ گندم در میانه ی غربی آمریکا می افتیم. ‎'جو‎'  سرخرمن همیشه ارزان تر بود و در ماه های بعد قیمتش افزایش می یافت و در عین حال تازگی یا کهنگی آن قیمتش را بالا و پائین می برد. گندم کمتر کاشته می شد و کار برد آن برای خوراک محدود به توانگران بود.خوشبختانه در سراسر این سده ، ‎'خرما ‎' ارزان تر از جو بود. رودخانه ها و کانال ها یک رشته ی پیوسته از نخلستان ها را نشان می داد  و اندکی سبزی به چشم انداز خشک یکنواخت می افزود واز یک نخلستان می شد چهل هزار بوشل بهره برداشت. حتی بی چیز ترین مردم آن زمان، می توانستند گاهی یک چاشنی ‎'سیر‎' که سبزی فروش محل آن را دسته دسته روی تختگاه دکانش می فروخت ، به خوراک خود بیافزاید. نزدیک به آغاز پادشاهی کورش، از یک خرید عمده ی ۳۹۵۰۰۰ دسته ای سیر می شنویم. در ناحیه ای که برای بار آوردن ‎'زیتون‎' بسیار گرم بود، ‎'روغن کنجد‎' تنها جایگزین چربی های حیوانی بود.قیمت یک بوشل پیمانه ی روغن ، یک شیکول (سکه ی رایج در بابل که معادل ۱۵ گرم وزن داشت) بود. ارزش سکه ی شیکول را می شود حدود یک چهارم دلار بر آورد کرد. آنان که نسبتا کار و بارشان بهتر بود روغن برای خوراک به کار می بردند. مصرف روغن گرانبها برای روشنایی چراغ فقط برای پرستشگاه ها امکان پذیر بود.

پس از خوراک، نوشابه می آمد. چنانکه از سیاهه ی نوشابه ها که نبو کد نصر منتشر کرده ، پیداست که بهترین انواع نوشابه را وارد می کردند. برای مردمان پایین تر، می انگوری را از تپه های شمال غربی آسور و نیز از شهرستان ‎'ورارود‎' در سوریه ی شمالی می آوردند. ‎'مو‎' در خود بابل هم می روئید و از آن مکرر یاد شده است. مردمان عامی بایستی خود را به انواع گوناگون نوشابه ی تند خرسند سازند. از همه مردم پسند تر، نبید خرما و به مقدار کمترآبجو بود، قیمت ها طبعا بسته به آنکه نوشابه صاف ، سفید، نو و یا یک سال کهنه باشد فرق می کرد. به اندازه ی یک کوزه از می خام را می شد با کمتر از یک شیکول به دست آورد. بیگانه ای که از بابل دیدن کرده بود گزارش می دهد که نبیدی از بالاترین جوانه های درخت خرما می ساختند که شیرین بود ولی سبب سر درد می شد. آنان که توانائی داشتند می انگوری صاف بخرند، تا هفت شیکول برای یک کوزه ی آن می پرداختند.

مصرف فرآورده های خوراکی گوسفند و بز نیز در تغذیه ی مردمان امپراطوری ایران نقش عمده ای داشت. از پیش از سپیده دم، گله های بزرگ گوسفند و بز که شبانان آن ها را می پائیدند در بیابان ها می چریدند. در پادشاهی کورش ، بیش از پیش گله های بزرگ در اختیار پرستشگاه ها بود. در سده های پیش، تندرستی طبقات پائین با آشامیدن مقدار زیادی شیر و خوردن پنیر به صورت های گوناگون نگهداری می شد. از یک بز، می شد شیر پر چربی کافی برای بچه ها و از یک گوسفند شیر کافی برای تهیه ی ماست بدست آورد. در پادشاهی کورش قینت میانگین چنین حیوانی ۲ شیکول بود. گوشت گوسفند و بره و بزغاله درمیان طبقات پائین کمتر خورده می شد".

تغذیه ی ایرانیان در دوران هخامنشی (وهمچنین بعد ها در زمان پادشاهان اشکانی و ساسانی) از نظر پروتئین حیوانی ، علاوه بر آنچه قبلا ذکر شد به وسیله ی فرآورده های غذایی طیور و گوسفند و گاو تأمین می گردید و اقوام ایرانی با برخورداری از تمدن و فرهنگی برتر از همه ی ملل مجاور: "از مصرف گوشت خزندگان و گوشتخواران و دوزیستیان اجتناب می ورزیدند" (۱۴). استفاده از  فرآورده های غذایی طیور در امپراطوری هخامنشی که کشورهائی مانند هند، مصر، بابل و غیره از اتباع آن بودند بیش از پیش معمول و متداول گردید. بنا به نوشته ی عزیزالله حاتمی (۱۰) : "در اثر استقرار وسایل ارتباط سریع که معلول وجود امپراطوری ایران بود ، مرغ و خروس های هند که بعد ها پرندگان بومی و ماکیان مغرب زمین شدند از جنگل های هندوستان به حوزه ی دریای مدیترانه آورده شد". دکتر مراد علی زهری (۱۸) می نویسد : " پس از ظهور زرتشت، در اثر اوامر و راهنمائی های وی پرورش مرغ بزودی در سرتاسر فلات ایران گسترش و توسعه یافت و سپس از این سرزمین به کشورهای اروپایی راه یافت . یونانی ها برای اولین بار در ایران با مرغ آشنا شدند و آن را از ایران به یونان بردند . به همین دلیل یونانی های قدیم به مرغ ، پرنده ی ایرانی می گفتند و همین پرنده ی ایرانی بود که توسط یونانی ها به سایر نقاط اروپا برده شد".

استفاده از فرآورده های غذائی گوسفند نیز در ایران سابقه ی طولانی دارد و بنا بر نظر دکتر محمد ستاری (۱۹) نویسنده ی کتاب گوسفند داری در ایران : " بر طبق گواهی تاریخ، آریائی ها اولین قومی بودند که به اهلی کردن گوسفند پرداختند بطوری که می توان سرزمین ایران را مهد اولیه ی گوسفندان به شمار آورد. گوسفندانی که هم امروز در سواحل بحر خزر وجود دارند و به نام محلی گوسفندان زل معروف می باشند به جای دنبه ، دارای زائده دمی شکل هستند و بر طبق نظریه ی بسیاری از دانشمندان، از نتاج مستقیم گوسفندان اولیه ای می باشند که توسط آریائی ها در این سرزمین پرورش داده می شده است. بر همین اساس معتقدند گوسفندانی که در آن دوران در اختیار آریائی ها بوده است جزئی از نژادهای وحشی و دم دار به شمار می رفته است و گوسفند زل نیز از باقیمانده های همین نژاد اولیه می باشد". دکتر تقی بهرامی (۲۰) مولف کتاب دامپروری نیز ضمن تأیید مطالب فوق می نویسد:" ایران نخستین کشور جهان است که مردم آن به کشت و زرع و پرورش دام پرداخته اند و نگهداری و پرورش حیوانات اهلی در ایران خیلی زود تر از جاهای دیگر جهان عملی شده است. در میان مجسمه های برنزی لرستان ، مجسمه های کوچک گاو بسیار است و حتی در روی یکی از سفال های شش هزار سال پیش کاشان ، دهقانی کنار گاوی دیده می شود که در مسیر جوئی آب می آشامد. گله های بز هم در ایران قدیم فراوان بوده و تقریبآ در همه نقاط ایران و جلگه ی بین النهرین نقش آن دیده شده است".

اعتقادات مذهبی نیز در چگونگی تغذیه و استفاده از فرآورده های غذائی و عادات خورد و خوراک ایرانیان قدیم نقش عمده ای را ایفا می کرده است. زرتشت  به پرورش طیور و گاو و گوسفند اهمیت می داد.  قبل از ظهور زرتشت،  ایرانیان قدیم بر اساس مذهب میترا، حیواناتی را بخاطر برخی از مظاهر طبیعت قربانی می کردند و خود از آن استفاده نمی نمودند. در عصر حاضر نیز در بعضی نقاط ایران و از جمله در شهر قدیمی و تاریخی اکباتان یا هگمتان (همدان امروز) آغشته کردن مجسمه شیر سنگی یا سنگ شیر  با کره گاو معمول و متداول است که احتمالا انگیزه ی آن را باید یادگاری از تعالیم آئین میترائی دانست.  (از یادمانهای تاریخ باستان در شهر همدان، مجسمه شیر سنگی است که در انتهای خیابان ۱۲ متری سنگ شیر و در وسط میدان مربع شکلی به همین نام قرار گرفته است).
دکتر عیسی بهنام (۱۱) از قول آ . دپون سومر یاد آور شده است که ایرانیان قدیم در درجه ی اول مهر (میترا) را می پرستیدند و هر ماده و یا عنصری را به نحو خاصی پرستش می کردند و مراسمی برای آن انجام می دادند واز زمره ی آنان می توان به نوشیدن هوم که شیره ی نبات خوشبوئی است وبه نام سومه در کتاب ودا ( کهن‌ترین کتاب‌ آریاییان و قدیمی‌ترین نوشته به زبان هند و اروپایی) خوانده می شود، قربانی حیواناتی مانند گاو و گوسفند، و یا انجام مراسمی برای فراوانی اشاره کرد.
عزیزالله حاتمی (۱۰) در کتاب  میر ا ث ایران یاد آور می شود: "میترا در روز قیامت ، باز روی زمین خواهد آمد و گاوی بسیار عالی را که در آن موقع ودیدار خواهد شد قربانی خواهد نمودو چربی آن را با شیره ی مقدس هوم مخلوط کرده و به نیکوکاران خواهد داد. ایرانیان قدیم در مراسم مذهب میترا، شام متبرکی می دادند و پیروان را به تدریج به این شام دعوت می کردند. به علاوه طی مراسم خاصی ، حیواناتی را قربانی می کردند و بخصوس فصل بهار موسم قربانی گاو نر بود".
با این ترتیب آنچه امروز در دین مبین اسلام به صور مختلف مانند نذورات و صدقه و یا چیدن سفره های متبرک و یا قربانی حیوانات نر در عید قربان معمول و متداول است، در بین جا معه ی ایرانی ریشه های عمیق و طولانی دارد. به علاوه ایرانیان قدیم : "بر اساس مذهب میترا، نان متبرک و شرابی را که در جامی با آب مخلوط می شد به عنوان شیره ی مقدس مصرف می کردند" (۱۰). مراسم فوق، تقریبآ مشابه ی عشای ربانی (حولی کومونیوم) است که بعد ها توسط پیروان حضرت مسیح عملی و رایج گشت.

عزیزالله حاتمی (۱۰)  به نقل از ج. آیلیف در کتاب  میر ا ث ایران ضمن تشریح اخلاق اجتماعی و رسوم و آداب ایرانیان قدیم در جشن ها و مجالس مهمانی و ضیافت می نویسد : " بعضی عادات ایرانیان نظر رسم جشن تولد گرفتن و مهمانی دادن یا علاقه به مهمان نوازی در نزد مردم مغرب زمین مأنوس می باشد و شاید توسعه و ازدیاد این علاقه موجب تجمل پرستی و حشمت و جاه و جلالی گردیده که بوسیله آن ، ایرانیان ضرب المثل دنیای قدیم بوده و تمایل به این جاه و جلال در بسیاری از شئون زندگی و عقاید آن ها مشاهده می شود. ایرانیان حتی در بحبوحه ی صرف غذا و باده نوشی ادب و حسن معاشرت داشتند مثلا با وجود افراط در خوراک و می، هرگز در حضور دیگران حالشان به هم نمی خورد، یا اعمالی که جنبه شخصی و خصوصی داشت هرگز در اجتماع انجام نمی یافت. ایرانیان مردمان بی تربیت نبودند بلکه آداب معاشرت مردمان متمدن را داشتند و از این لحاظ صحیح تر است بگوئیم بیشتر به فرانسویان شباهت داشتند نه فی المثل به رومی های شکم پرست و بی بند و بار".
در تاریخ ۱۹۳۰ میلادی، تجسسات علمی در جنوب شرقی دریای خزر و در محل تپه حصار نزدیک شهر دامغان شروع شد و نیز در همین تاریخ در تپه ی گیان نزدیک شهر نهاوند و در تپه ی سیلک نزدیک کاشان، کاوش هائی صورت گرفت. از کاوش های فوق چنین مستفاد می شود که ایرانیان قدیم احتمالآ بر اساس تعالیم مذهب میترا ، به ادامه ی زندگی در دنیای دیگر معتقد بودند و هنگام مرگ نیز خوراک و غذا برای استفاده ی روح ، توشه ی عاقبت می ساختند. دکتر عیسی بهنام (۱۱) از قول آ. دپون سومر در فصل سوم کتاب تمدن ایرانی، ضمن اشاره به آثا ر  و اشیایی که حین کاوش در تپه های فوق به دست آمده است می نویسد:" در کنار بقایای منازل بسیار ساده که از خشت ساخته شده ، قبرهایی بر روی زمین حفر کرده اند و مردگانی را در آن قرار داده اند. مردگان به پهلو خوابیده اند و زانوی آنان نیمه خم شده و دست هایشان به طرف دهان قرار گرفته است و نزدیک دهان نیز ظروفی کشف گردیده که محتوی خوراک هائی برای ادامه ی زندگی در دنیای دیگر بوده است. بر خلاف مذهب میترائی، زرتشت قربانی کردن حیوانات و عدم استفاده از فرآورده های آن و نوشیدن شراب سکر آور سومه را که نزد مردم هند و ایرانیان بی اندازه اهمیت دشت، حذف کرد. زرتشت معتقد بود که مشروب سکر آور چطور ممکن است به نیکی مدد کند و در مورد حیوانات می گفت آیا بهتر نیست که گاو دهقان شهر نشین به جای قربانی برای خداوندی که جسم ندارد و محتاج به غذا نیست ، به کارهای مفید مزارع گماشته شود".

اصلاحات زرتشت موقعی صورت گرفته است که عده ای از اقوام آریائی از حالت صحرا گردی به حالت شهر نشینی و ده نشینی در می آمدند و چریدن گله های دام را در مراتع ، به چریدن در اراضی مخصوص به هر قبیله و قوم، مبدل نموده بودند، به همین دلیل برای گاو نر و ماده ، یک نوع احترام خاص یا احترام مذهبی قائل بودند و آن را متعلق و وابسته به اراضی خود می دانستند. مثلا مسئله ی کود حیوانی در تشکیلات جدید شهر نشینی و ده نشینی اهمیت ویژه ای پیدا کرده بود (۱۱) و حتی برای ادرار گاو نیز که امروزه ارزش تأمین ازت خاک به وسیله ی آن امری مسلم و غیر قبل کتمان گردیده است به درجه ی مواد پاک و پاک کننده احترام قائل بودند. احترام به گاو و فرآورده های آن بر اثر توصیه ی زرتشت در ایران باستان ، مشابه ی تعالیم برهمن در هند است. دکتر نجم آبادی (۱۴)  مولف کتاب تاریخ طب ایران می نویسد:"زرتشت نیز بمانند برهمانی ها، اکل گوشت گاو را قدغن نمود و این مطلب از مفاد بعضی از قسمت های گات ها مستفاد می شود که نفرین برای آنهائی می فرستد که گاو را با فریاد شادمانی ، قربانی می نمایند . منتهی آنچه در عمل بوده آنست که ایرانیان قدیم گوشت گاو را به هر حال مصرف می نمودند و در تهیه ی آن کمال دقت و مراقبت را مرعی می داشتند".
علاوه بر گوشت گاو مطمئنا مصرف گوشت سایر حیوانات نیز بین ایرانیان آن روزگاران رایج و متداول بوده است و در این مورد به ویژه درباره ی مصرف گوشت گوسفند و طیور قبلا اشاره کردیم. صید ماهی و مصرف گوشت آن نیز توسط ایرانیان قدیم که به طور وسیع به آب رودخانه ها و دریا ها دسترسی داشته اند رایج و معمول بوده و هرودوت هم در تاریخ خود به آن اشاره ی احتمالی کرده است (۲۱). در زمینه ی سایر عادات غذائی ایرانیان قدیم ، مولف تاریخ طب ایران (۱۴) می نویسد:"درباره ی خوردن گوشت در وندیداد آمده است که آنان که با گوشت تغذیه می نمایند و شکم خود را بدان پر می نمایند بر کسانی که چنین نمی کنند برتری و رجحان دارند. همچنین باید گفت که در میان ایرانیان باستان، رسم چنان بوده که در ماه ، چهار روز کشتار می نمودند. درباره ی چاشنی ها و ادویه جات نیز باید دانست که این ها موادی بوده اند که از هند به ایران آمده و سپس در این سرزمین متداول گردیده است".

در تأیید مطالب فوق شواهدی در دست می باشد که ایران در زمان داریوش اول واسطه ی مبادلات فرهنگ تغذیه بین هند و یونان بوده است. اطبای یونانی مانند دموسدس و کنزیاس که در خدمت دربار هخامنشی بودند بعد از بازگشت به کشور خود، اطلاعا تی را که از طب هندی به دست آورده بودند در یونان مورد استفاده قرار دادند. ژ.فیلوزا ضمن اشاره به نکته ی فوق در فصل سوم کتاب تمدن ایرانی ترجمه ی دکتر عیسی بهنام (۱۱) می نویسد : " اطلاع داریم که معلوماتی از طب هندوستان بوسیله ی ایرانیان بدست نویسندگان کتب بقراطی رسیده است، مثلا در این کتاب ها ذکری از کلمه ی فلفل آمده است که در حقیقت در زبان هندی پیپالی بوده و آن را به عنوان دارویی بکار می برده اند". مهرداد مهرین (۲۲) مترجم بخش "مشرق زمین، گاهواره ی تمدن" مندرج در کتاب تاریخ تمدن از قول ویل دورانت (که درباره ی ارتباط و پیوستگی هند و ایران تحقیق و بررسی نموده است) ضمن اشاره به استقرار آریائی ها در هند می نویسد: " این آریائی ها  با قرب احتمال، از ناحیه ی بحر خزر آمدند، از محلی که پسر عمو های ایرانی آن ها، آن را خانه ی آریائی ها می خواندند. این آریائی ها، اندامی زورمند، اشتهائی خوب برای خوردنی ها و آشامیدنی ها و مهارت و دلاوری در جنگجوئی داشتند و این خصوصیات به سرعت آنان را در سراسر هند شمالی فرمانروا ساخت. آنان با تیر و کمان می جنگیدند و سلحشوران زره پوش و گردونه سوارشان ، تبرزین و زمین و چراگاه می خواستند. لفظی که برابر معنای جنگ بکار می بردند فقط میل به دست آوردن گاوان بیشتر معنی می داد. آهسته آهسته در طول سند و گنگ به سوی خاور راه یافتند و سرانجام سرتاسر هندوستان به اطاعت آنان در آمد. این آریائی ها چطور زندگی می کردند؟ از راه گله داری و کشت و زرع و صنعت گری به طرق روستائی که بی شباهت به روش قرون وسطائی اروپائیان نبود، روزگار می گذراندند. آریائی های هند به دامپروری و کشاورزی می پرداختند، جو را می کاشتند، ولی ظاهرا در آن زمان از برنج اطلاعی نداشتند. کشتزارهای هر اجتماع روستائی بین خانواده های ترکیب کننده ی آن سیستم می گشت ولی همه مزارع با هم آبیاری می شد و به تدریج که خاک هند از شر حیوانات وحشی آزاد می گشت ، به کشت برنج ، عد س ، ارزن، سبزی ها و میوه ها اختصاص می یافت.در قسمت اعظم تاریخ هند، اکثریت مردم با امساک تمام از این غذاها ی طبیعی خورده اند و زندگی کرده اند و گوشت و ماهی و ماکیان را برای ثروتمندان کنار نهاده اند. هندوها برای آنکه غذای خود را بیشتر تحریک آمیز کنند و شاید هم برای کمک به آفرودیت، مقدار زیادی کاری، زنجبیل، قرنفل ، زردچوبه و ادویه جات دیگر به عمل می آوردند و مصرف می کردند" (۲۲).
گفتیم ایران واسطه ی مبادلات فرهنگ تغذیه بین هند و یونان بوده است. اطلاعات محدودی که راجع به تغذیه ی هندو ها و آریائی ها  در دست است فوقا ارائه گردید و اینک می پردازیم به مطالعه ی چگونگی تغذیه ی یونانیان در آن دوران. دکتر آریان پور و ع. احمدی (۲۳) مترجمین بخش "یونان باستان" مندرج در کتاب تاریخ تمدن، از قول ویل دورانت، زندگی یونانیان آن عصر را چنین تشریح می نمایند: " زمین را می کارند . خاک تیره و تازه بر گشته را با لذت بو می کشند ، با غرور کرت هایی را که به خط مستقیم شخم زده اند از نظر می گذرانند ، گندم را باد افشان می کنند ، کشتزارها را آب می دهند، توانگران ، دامپرورانی بزرگ می باشند و گاو و گوسفند و خوک و بز و اسب به بار می آورند. تهیدستان ، ماهی و حبوبات و گاهی سبزی می خورند ، جنگجویان به کباب گوشت مایلند و چاشت را با گوشت و شراب آغاز می کنند. خوک چرانان، برای دهان گیره (رفع گرسنگی) خوک کوچک بریانی می خورند و هنگام ناهار، ثلثی  از یک گراز پنج ساله را. به جای شکر، انگبین دارند و به جای کره، پیه. نان را به صورت ورقه ای پهن و نازک در می آورند و می خورند. چنگال و قاشق و دستمال سفره در میان نیست و کارد هم منحصر به مهمان و میزبان است که آنها ، آن را همواره همراه خود دارند، غذا را با دست می خورند و همه حتی تنگدستان و کودکان شراب رقیق می نوشند". چنانکه ملاحظه می شود وضع تغذیه ی یونانیان در آن دوران در برخی قسمت ها انعکاسی است ازوضع مربوطه در ایران که ما قبلا درباره ی آن به تفصیل صحبت کرده ایم.

مدارک تاریخی نشان می دهد که در دوران هخامنشی ، نوعی تغذیه ی درمانی نیز در ایران رایج و متداول بوده و از زمان کورش هخامنشی، مرکزی در ایران وجود داشته است که در آن انواع معجون ها،شربت ها و عصاره ها ی مفید و شفا بخش را تهیه و نگهداری می نموده اند و پزشکان با استفاده از این مواد، بیماران خود را درمان و مداوا می کرده اند. گزنفون می نویسد: " کورش مشاهده می کرد که اگر مردم سالم و تندرست باشند با رغبت و جهد بسیار به اصلاح وضع خود می کوشند و آنچه برای ادامه ی صحت و عافیت خویش لازم دارند جمع و ذخیره و پیش بینی می نمایند، در صورتی که چون مریض و علیل شوند نسبت به همه چیز و همه کار بی قید می شوند. برای اصلاح این نقیصه ، کورش پزشکان مجرب را گرد خود فرا خواند و انواع  معجون ها،شربت ها و عصاره ها ی مفید و شفا بخش را در جائی فراهم ساخت، هر یک از رعایا که رنجور می شد، کورش پزشکان خود را به مداوای مریض مآمور می نمود و همینکه بیمار شفا می یافت از طبیب معالج قدردانی می کرد " (۱۳).
ایران دردوران هخامنشی و در زمان داریوش بزرگ واسطه ی مبادلات مسائل تغذیه ی درمانی  بین هند و یونان نیز بوده است (۱۱ و ۱۴) و ما قبلا به این موضوع ضمن بحث پیرامون نقش ایران در تبادل فرهنگ تغذیه بین ممالک نامبرده اشاره کردیم. لازم به یاد آوری است که داریوش بزرگ ، به کشت نباتات مفید که امروزه استفاده از آن ها در گیاه پزشکی حائز اهمیت فراوان است شائق وعلاقه مند بوده و مصرف آن ها را بین سایر ملل نیز ترویج کرده است. دکتر موسی جوان (۲۴) مولف کتاب تاریخ اجتماعی ایران باستان می نویسد: " داریوش کبیر در نامه ای که به کاداتاس (یکی از حکام) فرستاده و این نامه عینا به دست آمده ، دستور داده است که نباتات و درختان مشرق زمین را در سوریه و آسیای میانه بکارد و ترویج دهد و بر اساس همین توصیه ، ایرانیان در ناحیه ی دمشق از آسیای میانه، کشت یک نوع مو و درخت انگور را که در ایران به عمل می آمد و برای تهیه ی شراب عالی بکار می رفت ، معمول داشتند و کشت درخت پسته برای اولین مرتبه در حلب ، خرما در یونان و برنج در آسیای میانه، توسط آنان ترویج گردید" (۲۴).

لزوم افزایش مواد غذائی، ایرانیان هخامنشی را به انجام تحولاتی در امور کشاورزی و آبیاری نیز رهنمون ساخته بود. دکتر تقی بهرامی (۲۵) مولف کتاب تاریخ کشاورزی ایران می نویسد: " ایرانیان هخامنشی در مهندسی زراعی و سد سازی و کندن کانال های بزرگ و ساختمان های روستایی کارهای بزرگ انجام داده اند. ایران شناس آلمانی دکتر هرتسفلد ضمن مطالعات و تحقیقات خود در تخت جمشید، به مجاری زیرزمینی پیچاپیچ فاضلاب رسیده است که درازای آن چندین کیلومتر است و نمونه ی دیگر، مخزن های آب زیر زمینی است که به ظرفیت زیاد  با قطعه سنگ های بزرگ حدود ۱۴ متر در دل زمین ساخته شده است. سد بزرگی که مهندسین ایرانی ، حدود میانه ی سند و خوارزم ساخته بودند موجب شگفتی هرودوت مورخ یونانی گردیده و آن را از شگفتی های صنعت دانسته است. با این سد، دولت ایران زمین های پهناور زراعی را که تشنه ی آن آب ها بود ، آباد می کرد  و بدینوسیله نه تنها قبایل سرکش را بدون خونریزی رام و فرمانبردار می ساخت بلکه آن ها را به زندگانی شرافتمندانه ی کشاورزی و تولید فراورده های غذائی مانوس و تشویق می نمود".
بواسطه ی شرایط مساعد کشاورزی و آبیاری ، در دوران هخامیشی اکثر ایالات حاصلخیز ایران گندم و جو و حبوبات و غیره را زیاد بعمل می آوردند و قرائن مستند تاریخی حاکی از این است که کشت گندم برای اولین بار در فلات ایران بعمل آمده است و این قوت ارزنده ، از این سرزمین به سایر نقاط دنیا برده شده و وسیله ی مهم تغذیه ی هزاران نفر از افراد جامعه ی بشری را فراهم آورده است. به علاوه ، "پادشاهان هخمنشی برای توسعه و تشویق کشت محصولات غذائی نامبرده مقرر داشته بودند که هر کس زمین های بیحاصل را بواسطه ی کشت و آبیاری آباد کند، تا پنج پشت عایدات آن زمین ها از آن او و اعقابش باشد و از نوشته های هرودوت چنین مستفاد می شود که هخامنشیان سد هائی در رود مرغاب بسته بودند تا اراضی مجاور را آبیاری کنند" (۹).
ج. اچ . آیلیف در تائید مطالب فوق می نویسد: " کاریز یا قنات، یک اختراع بسیار مدبرانه ی ایرانی است که از دوره های قدیم در ایران معمول بود و حتی پولی بیوس مورخ یونانی هم از آن ذکر کرده است. این ابداع ایرانی بهترین و هوشمندانه ترین راه آبیاری و حاصلخیز کردن جلگه هائی است که دورادور آن ها را کوه فرا گرفته است. در حقیقت، کاریز عبارت از راهروی زیر زمینی تنگی است که از طبقات آبخیز کوه ها شروع و در بین راه برای تهویه و دسترسی به آن بوسیله ی چاه های منظمی با سطح زمین مربوط می شود تا آنکه در مظهر قنات، آب بر زمین جاری شود. ایرانیان قدیم با حفر جوی ها و قنات های زیر زمینی، آب فراوان از منابع دوردست برای گلستان ها و باغات میوه ی خود بدست می آوردند. بعد ها این فکر در سرزمین های دیگر خاورمیانه تقلید شد و حتی در حال حاضر نیز در املاک پادشاه اردن در دره ی رود اردن از آن استفاده می شود" (۱۰).گزنفون نیز در ضمن شرح مسافرت خود به ایران نوشته است: "در سفر دو روزه ، هشت فرسنگ راه پیمودم و در بین راه از دو ترعه گذشتم ، یکی را بوسیله ی پل و دیگری را به یاری قایق های ته پهن. ترعه ها را از دجله احداث  کرده بودند و از هر ترعه، جوی های متعددی کنده شده که به هر سو روان است. سد های بزرگی نیز بهمین منظور آبیاری از آب های دجله در نقاط مختلف و از فرات و کارون و رود های دیگر ایران هخامنشی کشیده شده بود که برای آبادی زمین های دوردست بکار می رفته است".
غذا و آب ایران جای ویژه ای در سفر بعضی از پادشاهان هخامنشی داشته است و بنا به قول هرودوت، کورش هنگامی که می خواست به جنگ ‎'لابی نت" پسر "نی تو کریس" ملکه ی بابل برود از کاخ خود آذوقه و مقداری آب رودخانه ی خواسب (کرخه ی امروزی) را که برای او جوشانده و در پیت های نقره پر کرده بودند ، بر گرفت و راه افتاد. زیرا شاه فقط آب این رودخانه را می آشامید (۹). مولف تاریخ طب ایران نیز می نویسد : "معروف است خشایارشا به هر جا که می رفت آب ممالک خارجه را نمی نوشید و همیشه آب مخصوص از ایران برایش برده می شد" (۱۴).
با سقوط امپراطوری هخامنشی و پس از فتح شوش توسط اسکندر مقدونی، بعضی خوراکی ها از یونان به شهر های ایران و به ویژه شوش وارد گردید و ودر معرض استفاده ی مردم قرار داده شد. آ. دپون سومر می نویسد : "در آن زمان، روابط بازرگانی مداوم و رفت و آمد منظم بین شوش و شهر های یونان بر قرار شده بود و بهمین دلیل است که در کاوش های اخیر، کوزه هائی پیدا شده که مهر یونانی آن ها نشان می دهد که روغن و شراب و یا زیتون از یونان به ایران فرستاده می شده است" (۱۱).

                                                                                           مجله وحید ، شهریور ۱۳۴۸



:: بازدید: 259 مرتبه
:: موضوع: تاریخچه - تغذیه ایرانیان در دوران هخامنشی
ن : eslami
ت : 6 فروردین 1390

در آیین ایران باستان باید در سر خوان خاموش بود و در هنگام  خوراک خوردن سخن گفتن شایسته نیست. 

  *****
  
در گذشته نیز مانند امروز در سر غذای روزانه چندان درنگ نمی کردند و اگر سخنی به میان می آمد نمی بایستی دهان پر باشد و بناچار در سخن گفتن چیزی از دهان بیرون افتد. دیگر اینکه در آیین ایرانیان باستان بایستی پیش از غذا و پس از آن هر یک با آبی جداگانه دست خود را بشویند نه اینکه همه در یک تشت یا لگن دست خود پاک کنند آنچنان که در هنگام خورش در یک کاسه دست فرو نمی بردند و چند تن از یک جام نمی نوشیدند. 

اینها آدابی بود که در میان همه ایرانیان که زرتشتی بودند رواج داشت ولی نزد برخی دیگر که به این آئین باستانی رشک میبردند نکوهیده بشمار رفته و نوشته اند که باید بر خلاف آنها رفتار کرد تا کاری همانند زرتشتیان انجام نداده باشند!ایرانیان مانند همه مردم سرزمینهای دیگر جهان با انگشت خود غذا می خوردند (رسم با چنگال غذا خوردن از قرن یازدهم میلادی بکار گرفته شد).از دیگر آداب ایرانیان در هنگام غذا خوردن برسم گرفتن و باژ گرفتن بود و همچنین پس از غذا به عنوان سپاسگزاری سخنانی می گفتند. یک قطعه کوچک پهلوی که سور سخن نامیده می شود از روزگار ساسانیان به ما رسیده است. 

چکیده:ایرانیان پیش و پس از خوردن دستهای خود را در ظرفهای جداگانه میشستند.پیش از خوردن از خداوند سپاسگزاری مینمودند.در هنگام خوردن گفتگو نمیکردند.با آرامش بر سر سفره مینشستند و در حال راه رفتن غذا نمیخوردند. 

اما خاموشی ایرانیان در سر خوان موضوع اصلی این گفتار است. در نوشتاری که از گذشتگان نقل شده باز گفته میشود:۱. باژ گرفتن ایرانیان در سر خوان و از هر گونه سخن پرهیختن در آیین چنین بود. آنگاه که برای پادشاهان ساسانی خوان می گستردند آنان باژ می گرفتند و کسی سخن نمی گفت تا آنگاه که از سر خوان بر خیزند اگر کسی در سر خوان ناگزیر بایستی چیزی بخواهد بجای سخن بایستی به اشارت بخواهد.۲. کیومرث نخستین کسی است که در هنگام خورش (در سر خوان) خاموشی فرمان داد تا اینکه درین هنگام طبیعت بتواند از آن بهره بگیرد و آن خورش به تن سازگار آید ... ۳. و رسم چنان است که اهل عجم را که چون جماعتی نان خورند یک تن زمزمه گیرد و ایشان را دعا کند و خاموش شود و مردمان نان خورند و سخن نگویند و مغان نیز سخن نگویند در وقت خوردن.اما می رسیم به سخنان ابو حامد محمد غزالی طوسی از بزرگترین دشمنان ایران و ایرانی. کسی که هر چه کرد نتوانست نوروز را از ریشه برکند، در کتاب کیمیای سعادت در بخش آداب غذا خوردن آورده است:...دوم آنکه خاموش نباشد که آن سیرت عجم است لکن سخنهای خوش بگوید.و در چند سطر پس از آن یکی دیگر از آداب ایرانیان را که جداگانه دست شستن پس از غذا باشد را نیز نپسندیده و گوید:...آب جمله دستها جمع کنند و هر آبی جدا نریزند که این عادت عجم است و اگر به جمع دست یکبار بشویند اولی تر و به تواضع نزدیکتر ...(خب، خدا را سپاس که دشمنان ایرانیان چندش آورند)برای اینکه در یابید، این هم میهن تا به چه اندازه دشمن ایرانیان بوده چند جمله دیگر از کتاب کیمیای سعادت در اینجا می آورم:اما بعضی چیزها حرام است بعضی مکروه ، حرامست آنچه برای سده و نوروز فروشند چون سپر، شمشیر و بوق سفالین که در نفس خود حرام نیست ولیکن شعار گبرانست.... نوروز و سده باید مندرس شوند و کسی نام آنها نبرد و شب سده چراغ نباید گرفت تا اصلا آتش نبینند.از دیگر آداب ایرانیان به نقل از مورخ یونانی که چندی پیش در کتابی خواندم اما اکنون منبع دقیق آنرا بیاد نمی آورم درنگ نکردن در کشیدن غذا است و دیرتر از دیگران بر سر غذا حاضر می شوند و همچنین هنگام راه رفتن نیز از خوردن پرهیز می کردند.


  موسسه رژیم درمانی تن سالم



:: بازدید: 1136 مرتبه
:: موضوع: تاریخچه - آداب غذا خوردن در ایران باستان
ن : eslami
ت : 6 فروردین 1390

لبل

 

ضوابط و استانداردهاي

ساختماني، تجهيزاتي، خدماتي و درجه بندي

سفره خانه هاي سنتي كشور

 

رديف

شرح

درجه1

درجه2

درجه3

1

رعايت و اجراي ضوابط و استانداردها:

رعايت اين ضوابط و استانداردها از تاريخ ابلاغ براي احداث ، تبديل و بهره برداري از سفره خانه هاي سنتي سرا سر كشور لازم الاجراست .

تبصره 1 : سفره خانه هايي كه قبل از تصويب اين ضوابط احداث شده اند و از نظر ساختماني وضعيت مطلوبي دارند توسط كميسيون درجه بندي تعيين درجه خواهند شد.

 

*

 

 

 

*

 

*

 

 

 

*

 

*

 

 

 

*

 

2

1-2

2-2

 

3-2

 

4-2

 

5-2

 

 

 

مراحل اخذ موافقت اصولي براي زمين پيشنهادي جهت احداث :

ارائه درخواست كتبي توسط متقاضي مبني بر احداث سفره خانه .

ارائه فتوكپي اسناد مالكيت زمين (  فتو كپي برابر اصل شده از كليه صفحات )

ارائه كروكي موقعيت زمين كه تا شعاع حداقل 100 متري ، ساختمانها ، منازل و خيابانها در آن مشخص شده باشد .

بازديد كارشناس فني و ارائة گزارش موقعيت زمين.

 

بررسي و تاييد  موقعيت زمين و صدور موافقت اصولي توسط دفتر امور مراكز و خدمات گردشگري و استاندارد سازي.

تبصره 1 : كروكي موقعيت زمين بايد به تاييد حوزه گردشگري استان ذيربط نيز رسيده باشد .

تبصره 2 : منظور از كارشناس فني ، كارشناس فني مستقر در دفتر امور مراكز و خدمات گردشگري و استاندارد سازي و يا كارشناس فني حوزه گردشگري استان ذيربط ميباشد .

 

 

*

*

 

*

 

*

 

*

 

*

 

 

*

 

*

*

 

*

 

*

 

*

 

*

 

 

*

 

*

*

 

*

 

*

 

*

 

*

 

 

*

3

 

1-3

 

2-3

 

3-3

4-3

5-3

6-3

7-3

 

8-3

 

 

 

 

مراحل اخذ موافقت اصولي براي ساختمان پيشنهادي جهت تبديل :

ارائه در خواست كتبي توسط متقاضي مبني بر تبديل ساختمان پيشنهادي به سفره خانه .

ارائه فتوكپي اسناد ، مالكيت ساختمان  ( فتوكپي برابر اصل از كليه صفحات )

موافقت كتبي مالك در صورت استيجاري بودن ملك .

فتوكپي اجاره نامه برابر اصل شده .

ارائه كروكي موقعيت ساختمان .

بازديد كارشناس فني و ارائة گزارش از ساختمان پيشنهادي.

بررسي و تاييد ساختمان پيشنهادي و صدور موافقت اصولي توسط دفتر امور مراكز و خدمات گردشگري و استاندارد سازي.

صدور موافقت اصولي براي ساختمان هاي تاريخي، كاروانسراها، قلا و كاخها به عنوان سفره خانة سنتي منوط به موافقت سازمان ميراث فرهنگي ويا ساير ارگانهاي ذيربط ميباشد. تامين فضاهاي فيزيكي و ضروري براي سفره خانه مشروط به حفظ ارزشهاي تاريخي و معنوي بنا خواهد بود.

 

 

تهيه نقشه ها :

نقشه هايي كه جهت بررسي و تاييد بايد توسط متقاضي ارائه شوند عبارتند از :

ارائه يك برگ نقشه 2000/1 موجود در سازمان نقشه برداري كل كشور كه محل زمين يا ساختمان بر روي آن مشخص شده و به تاييد شهرداري محل رسيده باشد .

ارائه نقشه هاي معماري اصيل ايراني با مقياس مناسب شامل مقاطع طول و عرض ، نما و پاركينگ با رعايت شرايط اقليمي محل تهيه شود . در طراحي پلان سفره خانه سعي شود از معماري بومي هر منطقه و معماري دوره هاي تاريخي استفاده شود.

ارائه نقشه هاي محاسباتي لازم .

ارائه نقشه هاي تاسيساتي ( الكتريكي و مكانيكي )

نقشه هاي معماري ، محاسباتي و تاسيساتي بايد توسط مهندسيني كه داراي پروانه اشتغال به كار از وزارت مسكن و شهرسازي ميباشند تهيه و با درج تاريخ و امضا توسط متقاضي ارائه شود .

تاييد نقشه ها توسط كارشناس فني .

ارائه نقشه هاي تاييد شده توسط كارشناس فني به شهرداري توسط متقاضي .

در ساختمانهاي تبديلي ارائه كليه نقشه ها و اصلاح و انطباق آنها با فضاهاي فيزيكي لازم توسط متقاضي الزامي است .

نقشه هاي اصلاح شده بايد توسط كارشناس فني تاييد شود .

 

 

*

 

*

 

*

*

*

 

*

 

 

*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*

 

 

*

 

 

*

*

 

*

 

*

*

 

*

*

*

 

 

*

 

*

 

*

*

*

 

*

 

 

*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*

 

 

*

 

 

*

*

 

*

 

*

*

 

*

*

*

 

 

*

 

*

 

*

*

*

 

*

 

 

*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*

 

 

*

 

 

*

*

 

*

 

*

*

 

*

*

*

 

 

 

 

 

 

4

 

1-4

 

 

 

 

2-4

3-4

4-4

 

5-4

6-4

 

7-4

8-4

9-4

5

موقعيت زمين :

زمين بايد در نواحي خدماتي ، تجاري و مسكوني طرح تفصيلي شهرها باشد .

تبصره 1 : چنانچه زمين در محدوده شهري قرار گرفته باشد ، ارائه موافقت اوليه شهرداري مبني بر ساخت سفره خانه الزامي است .

تبصره 2 : چنانچه زمين خارج از محدوده شهري قرار گرفته باشد ، موافقت اوليه ارگانهاي ذيربط بر حسب مورد ( فرمانداري و بخشداري ) مبني بر ساخت سفره خانه الزامي است .

 

 

*

 

*

 

 

*

 

*

 

*

 

 

*

 

*

 

*

 

 

*

6

مكان و موقعيت سفره خانه :

بايد دور از مراكز توليد سروصدا و تاسيساتي نظير مراكز آموزش نظامي ، بيمارستانها ، تعميرگاههاي بزرگ ، مدارس و پمپ بنزين باشد .در صورت موافقت سازمان ميراث فرهنگي و وجود فضاهاي ضروري لازم با حفظ امانتداري و رعايت اصول نگهداري طبق نظر سازمان ذيربط ميتوان از ساختمانهاي تاريخي كاروانسراها ، قلا و كاخها به عنوان سفره خانه استفاده نمود .

 

 

 

 

*

 

 

 

 

*

 

 

 

 

*

 

 

 

 

7

 

 

 

 زير بناي سفره خانه :

حداقل مجموع زيربناي كليه فضاهاي فيزيكي سفره خانه شامل ( سالن پذيرايي ، آشپزخانه ، فيلتر بين سالن و آشپزخانه ، آبدارخانه ،انبار مواد مصرفي ، سردخانه ها ، ظرفشويي ، لاكر كاركنان ، اتاقك البسه مهمانان ، دفتر مدير ، سرويس هاي بهداشتي عمومي ، نمازخانه ،موتورخانه و پاركينگ ) برحسب درجه  برابر است با : 

 

 

 

 

500 متر مربع

 

 

 

 

 

400 متر مربع

 

 

 

 

300 متر مربع

8

دسترسي به خيابان و عرض گذر :

سفره خانه بايد دسترسي مستقيم به خيابان يا كوچه داشته و عرض گذر خيابان نبايد كمتر از 12 متر باشد .

تبصره 1 : سفره خانه هاي در دست تخريب و بازسازي با عرض گذر موجود مورد تاييد ميباشد .

 

 

*

 

*

 

 

*

 

*

 

 

*

 

*

9

مصالح ساختماني :

مصالح ساختماني بايستي با توجه به جغرافياي اقليمي محل ، از نوع استاندارد انتخاب شود .

 

 

*

 

 

*

 

 

*

10

نام سفره خانه :

بهره بردار بايستي حداقل ده نام كه با مفهوم و متناسب با فرهنگ كشور باشد معرفي نمايد ‌،

تبصره 1 : تائيد نام سفره خانه توسط  دفتر انجام ميپذيرد.

 

 

*

 

*

 

 

*

 

*

 

 

*

 

*

11

 

 

 

 

 

1-11

2-11

3-11

 

نماي ساختمان :

نماي ساختمان سفره خانه متناسب با درجه آن بايد كاملا از تزيينات معماري سنتي ايراني و با استفاده از انواع كاشي و آجر نما به صورت كاشي كاري هفت رنگ و معرق طوري طراحي شود كه با سر درب و درب ورودي هماهنگي لازم را داشته باشد .

 

استفاده از كاشي و آجر نماي مرغوب الزامي است.

استفاده از كاشي و آجرنماي خوب الزامي است.

استفاده از كاشي و آجرنماي معمولي الزامي است.

 

 

*

 

 

 

*

-

-

 

 

*

 

 

 

-

*

-

 

 

*

 

 

 

-

-

*

12

 

 

 

1-12

2-12

3-12

سر درب ورودي :

سر درب ورودي بايد ضمن هماهنگي با نماي ساختمان با كاشي ، آجرنما و ساير قطعات از جنس فلز، تخته، فايبرگلاس ، فلكسي فيس مفروش و نام سفره خانه نيز درون كتيبه و با خط نستعليق نوشته شود .

استفاده از قطعات مرغوب الزامي است.

استفاده از قطعات خوب الزامي است.

استفاده از قطعات معمولي الزامي است.

 

 

*

 

*

-

-

 

 

 

*

 

-

*

-

 

 

 

*

 

-

-

*

 

13

 

1-13

2-13

3-13

درب ورودي سفره خانه :

درب ورودي بايستي چوبي و الگو گرفته از دربهاي قديمي منازل ، كولون دار ، عريض با نقوش گل و بوته فلزي طراحي و ساخته شده باشد .

درب ورودي بايستي از نوع مرغوب ساخته شده باشد.

درب ورودي بايستي از نوع خوب ساخته شده باشد.

درب ورودي بايستي از نوع معمولي ساخته شده باشد.

 

 

 

*

*

-

-

 

 

 

*

-

*

-

 

 

 

*

-

-

*

 

14

 

1-14

2-14

3-14

 

پنجره ها و پرده ها :

در طراحي پنجره ها با توجه به معماري سنتي و شرايط اقليمي هر منطقه بايد جنس متناسب با محيط در نظر گرفته شود .

نصب پرده ضخيم و پرده توري از نوع مرغوب الزامي است.

نصب پردة ضخيم و پردة توري از نوع خوب الزامي است.

نصب پردة ضخيم و پردة توري از نوع معمولي الزامي است.

 

*

 

*

-

-

 

*

 

-

*

      -

 

*

 

-

-

*

15

1-15

2-15

 

3-15

4-15

 

5-15

 

6-15

راهروي ورودي :

راهروي ورودي بايد هم عرض و متناسب با درب ورودي باشد .

سقف و ديوارها بايستي نازك كاري ،گچبري آينه كاري ، رسمي بندي (تركيب آجر و كاشي) و رنگ آميزي مناسب داشته باشد .

روشنايي كافي داشته باشد .

كف با انواع سراميك ، سنگ ، موكت ، پاركت يا تركيب آجر و كاشي مرغوب و الگو گرفته از معماري اصيل ايراني مفروش شده باشد

كف با انواع سراميك ، سنگ ، موكت ، پاركت يا تركيب آجر و كاشي خوب و الگو گرفته از معماري اصيل ايراني مفروش شده باشد

كف با انواع سراميك ، سنگ ، موكت ، پاركت يا تركيب آجر و كاشي معمولي و الگو گرفته از معماري اصيل ايراني مفروش شده باشد

 

*

*

 

*

 

 

*

-

-

 

*

*

 

*

 

 

-

*

-

 

*

*

 

*

 

 

-

-

*

16

 

 

ارتفاع و عرض پله ها :

در صورت اختلاف سطح و استفاده از پله ، ارتفاع پله ها نبايد از 17 سانتيمتر بيشتر بوده و عرض پله ها نيز از 150 سانتيمتر كمتر نباشد .

 

 

 

*

 

 

 

*

 

 

 

*

17

شيب رامپ براي معلولين :

در صورت وجود اختلاف سطح ، شيب رامپ 5% الي 6% براي ميهمانان معلول ويلچردار ، بايد بر اساس مصوبه شوراي عالي شهرسازي ايران در نظر گرفته شود .

 

تبصره 1 : در مواردي كه شيب مناسب مقدور نمي باشد از آسانسور يا بالابر مخصوص معلولين استفاده شود .

 

 

 

*

 

 

*

 

 

 

*

 

 

*

 

 

 

*

 

 

*

18

دفتر مدير :

دفتر مدير بايد در مكاني مناسب با نصب تابلو در معرض ديد ميهمانان پيش بيني شود .

تبصره 1 : دكوراسيون دفتر مدير بايد با مبلمان زيبا با ميز كار ، كامپيوتر ، تلفن ، فكس ، ويدئو مركزي ، فايل اداري نورپردازي و تجهيز شود .

تبصره 2 : از دفتر مدير جهت مراجعه و پذيرش مراجعين و رزرو ميز ، انجام امور مالي و اداري ميتوان استفاده نمود .

 

*

 

 

*

 

 

*

 

*

 

 

*

 

 

*

 

*

 

 

*

 

 

*

19

مساحت دفتر مدير :

حداقل مساحت دفتر مدير بر حسب درجه  برابر است با :  

25   متر مربع

20  متر مربع

15 

متر مربع

20

تلفن عمومي : نصب تلفن عمومي در محلي مناسب و ساكت حداقل يك دستگاه الزامي است .

 

*

 

*

 

*

21

 

 

عدم استعمال دخانيات:

نصب تابلوهاي هشدار دهندة عدم استعمال دخانيات در معرض ديد ميهمانان الزامي است.

 

 

*

 

 

*

 

 

*

22

سالن پذيرايي :

كلية فضاهاي سالن ميبايست برگرفته از معماري اصيل ايراني و با در نظر گرفتن اقليم هر منطقه باشد.

در طراحي سالن پذيرايي كليه استانداردهاي فني و ساختماني مربوط به ايجاد و ساخت بايد رعايت شود .

 

*

 

*

 

*

 

*

 

*

 

*

23

مساحت سالن پذيرايي :

حداقل مساحت سالن پذيرايي با احتساب چيدمان استاندارد برابر است با :

200

متر مربع

160

متر مربع

120

متر مربع

24

 

 

 

 

ارتباط آشپزخانه و سالن :

به منظور تسريع و سهولت در سرو غذا بايستي آشپزخانه و سالن پذيرايي در يك طبقه و در مجاورت يكديگر طراحي و ايجاد شود .

 

 

 

*

 

 

 

 

*

 

 

 

 

*

 

 

25

1-25

 

 

2-25

 

3-25

 

 

دكوراسيون سالن :

استفاده از پرده هايي از جنس مرغوب ، تابلوهاي عكس با مناظر زيبا و هماهنگي آنها با ساير دكوراسيون سالن الزامي است. 

استفاده از پرده هايي از جنس خوب ، تابلوهاي عكس با مناظر زيبا و هماهنگي آنها با ساير دكوراسيون سالن الزامي است.

اسفاده از پرده هايي از جنس معمولي ، تابلوهاي عكس با مناظر زيبا و هماهنگي آنها با ساير دكوراسيون سالن الزامي است.

 

*

 

 

-

 

 

-

 

-

 

 

*

 

 

-

 

-

 

 

-

 

 

*

26

 

درب ورودي سالن پذيرايي :

درب ورودي سالن بايد عريض و دو لنگه اي در نظر گرفته شده و تردد از آن به سهولت انجام گيرد.

 

 

*

 

 

*

 

 

*

27

اتاقك نگهداري موقت البسه ميهمانان :

در مجاورت سالن پذيرايي تخصيص مكاني مجهز به گنجه تو كار  به ارتفاع 70/1 متر و داراي رخت آويز به منظور نگهداري موقت اشيا و البسه ميهمانان ( چتر - كلاه - پالتو و غيره ) الزامي است .

 

 

 

*

 

 

 

*

 

 

 

*

28

 

مساحت اتاقك نگهداري موقت البسه ميهمانان :

حداقل مساحت اتاقك بر حسب درجه  برابر است با :

4

 متر مربع

3

 متر مربع

2

 متر مربع

29

 

نورپردازي سالن :

سالن بايد با نور طبيعي و مصنوعي كافي نورپردازي شود .در نورپردازي بايستي سعي شود از رنگهاي گرم و شاد (نارنجي و زرد) بيشتر استفاده شود.

تبصره 1 : استفاده از لوستر مناسب و آويز هاي سقفي

و ديواري به منظور تامين نور و زيبايي سالن الزامي است .

 

 

 

 

 

 

*

 

 

*

 

 

*

 

 

*

 

 

*

 

 

*

30

سيستم صوتي و ويدئوي مركزي :

سالن بايد به سيستم صوتي ميكروفون و ويدئوي مركزي جهت پخش موزيك مجهز باشد .

 

 

*

 

 

*

 

 

*

31

 

 

 

 

 

سيستم گرمايش و سرمايش :

سالن پذيرايي بايد داراي سيستم گرمايش ( شوفاژ يا فن كوئل ) و سيستم سرمايش ( كولر يا فن كوئل ) باشد .

تبصره 1 : در صورت استفاده از انواع بخاري گازي يا برقي وجود دودكش مخصوص الزامي است .

 

*

 

*

 

*

 

*

 

*

 

*

32

1-32

 

2-32

3-32

كف سالن :

كف سالن بايد با موكت ، پاركت ، سراميك يا سنگ مرغوب مفروش شود .

كف سالن بايد با موكت، پاركت، سراميك يا سنگ خوب مفروش شود.

كف سالن بايد با موكت، پاركت، سراميك يا سنگ معمولي مفروش شود.

 

*

 

-

 

-

 

-

 

*

 

-

 

-

 

-

 

*

33

1-33

 

 

 

2-33

3-33

حوضچه با فواره :

ايجاد حوضچه سراميك شده از نوع مينياتوري مرغوب مجهز به فواره و چراغهاي الوان در معرض ديد الزامي است .

ايجاد حوضچة كاشي كاري شده از نوع خوب مجهز به فواره و چراغهاي الوان در معرض ديد الزامي است.

ايجاد حوضچة كاشي كاري شده از نوع معمولي مجهز به فواره و چراغهاي الوان در معرض ديد الزامي است.

 

*

 

 

-

 

-

 

-

 

 

*

 

-

 

-

 

 

-

 

*

34

 

جايگاه مخصوص اجراي موسيقي سنتي :

ايجاد سن و جايگاه مخصوص اجراي موسيقي ايراني سنتي و محلي زنده در ابعاد مورد نياز و در معرض ديد ميهمانان پيش بيني شود . استفاده از آلات و ادوات موسيقي اصيل ايراني مانند ضرب ، دف ، كمانچه ، تار ، سنتور ، فلوت و... و يا سازهاي خارجي نظير ترومپت ، ويلن ، پيانو ، گيتار با تاييد ارگان ذيربط بلا مانع است.

 

 

 

*

 

 

 

*

 

 

 

*

35

 

سقف سالن :

وجود طاقديس هاي متنوع و طاقهاي ضربي قوس دار با نازك كاري ها ، گچبري ها ، آينه كاري ها و رسمي بندي ها(تركيب آجر و كاشي) ضروري است رنگ آميزي سقف هماهنگ با محيط سالن الزامي است .

 

 

 

 

*

 

 

*

 

 

*

36

ديوار سالن :

ديوارها هماهنگ با محيط سالن با نقاشي هاي سفره خانه اي در سطوح وسيع تزئين و رنگ آميزي شود.

تبصره 1 : تابلوهايي با مناظر جذاب و زيبا براي ديوارها نصب شود .

تبصره 2 : براي جلب توجه ميهمانان از ويترين ها و طاقچه هاي مخصوص (رف) جهت نمايش اشيا ي قديمي و سنتي براي قرار دادن شمع يا چراغهاي گردسوز مناسب استفاده شود .

 

*

 

*

 

 

*

 

*

 

*

 

 

*

 

*

 

*

 

 

*

37

1-37

 

2-37

 

3-37

پرده هاي سالن :

پرده هاي سالن پذيرايي بايستي از انواع پارچه و تور حرير از نوع مرغوب و هماهنگ با ساير رنگهاي محيط انتخاب و نصب شود .

پرده هاي سالن پذيرايي بايستي از انواع پارچه و تور حرير از نوع خوب انتخاب و نصب شود.

پرده هاي سالن بايد از انواع پارچه و تور حرير از نوع معمولي انتخاب و نصب شود.

 

*

 

-

 

-

 

-

 

*

 

-

 

-

 

-

 

*

38

 

چيدمان سالن :

چيدمان 50% از سطح سالن با ميز و صندلي و 50% بقيه با تخت يا نيمكت مفروش شده همراه با پشتي الزامي است.

 

 

*

 

 

*

 

 

*

39

1-39

 

2-39

 

3-39

 

4-39

 

5-39

 

 

6-39

 

7-39

 

8-39

 

9-39

 

 

ميز، صندلي و نيمكتهاي مفروش شده با پشتي :

ميزها بايد چوبي با روكش قابل شستشو و از جنس مرغوب انتخاب شود .

ميزها بايد چوبي با روكش قابل شستشو و از جنس خوب انتخاب شود.

ميزها بايد چوبي با روكش قابل شستشو و از جنس معمولي انتخاب شود.

تبصرة 1 : ميزها بايد با سفره يا رو ميزي ، لچكي هاي ترمه اي ، دستمال سفره و شمارة ميز بر اساس تعداد نفرات مرتب شود.

تبصرة 2 : قرار دادن زير سيگاري بر روي ميزهاي غذاخوري ممنوع است.

صندلي ها بايد كاملا راحت و از نوع مرغوب انتخاب شود.

صندلي ها بايد كاملا راحت و از نوع خوب انتخاب شود.

 

صندلي ها بايد كاملا راحت و از نوع معمولي انتخاب شود.

تخت يا نيمكتها بايد چوبي و با پايه هاي محكم و از نوع مرغوب انتخاب شود.

تخت يا نيمكتها  بايد چوبي و با پايه هاي محكم و از نوع خوب انتخاب شود.

تخت يا نيمكتها بايد چوبي و با پايه هاي محكم و از نوع معمولي انتخاب شود.

تبصرة 3 : تخت يا نيمكتها بايد با قاليچه، گليم هاي گلدار ، متكاهاي ترنجي نخي مفروش شده و مجهز به پشتي با منگوله هاي قاليچه اي باشد.

 

*

-

-

 

*

 

*

*

-

 

-

*

 

-

 

-

 

 

*

 

-

*

-

 

     *

 

*

-

*

 

-

-

 

*

 

-

 

 

*

 
:: بازدید: 357 مرتبه
:: موضوع: اطلاعات عمومی(خوراکیها) - ضوابط سفره خانه های سنتی

 

   1-مدیریت هتل وکترینگ جلد اول                                    تالیف:محمد دهقان

  2-اندیشه نوین هتلداری                                               ترجمه و تالیف:ساسان هاشم نیا

  3-مدیریت حرفه ای در هتلداری                                      تالیف:ساسان هاشم نیا و مرتضی احمدی

innkeeping                                                                                 j.g.MILS           

                                                                                                                                   



:: بازدید: 269 مرتبه
:: موضوع: آموزش - منابع و ماخذ